أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

372

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

محمّد است صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آنكه او حقّ است و پيغمبر است و خاتم پيغمبران است و نيز بيان احكام زنا كرد كه كدام را حدّ بايد زدن و كدام را رجم بايد كردن و نورى روشن است درو كه تاريكى مشكلات و شبهات بدان روشن گردد و حكم كنند بتوراة پيغمبرانى كه گردن نهاده‌اند و باخلاص عمل كرده‌اند و دين اسلام نهادند « 1 » براى آنان كه جهودان‌اند يعنى پيغمبرانى را كه از پس موسى بودند و پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آن داخل است و اين دليل نكند بر آنكه او متعبّد باشد بشرع ايشان براى آنكه خداى فرموده است كه حكم كن ميان ايشان و بنزديك ما حاكم مخيّر است اگر خواهد بكتاب ما حكم كند بر ايشان و اگر خواهد بكتاب ايشان حكم كند ، و نيز اين حكم كنند عالمانى كه ايشان بصير باشند بحياطت و سياست كارها و دانشمندان جهودان چون ابن صوريا و غير او حكم كنند به آنچه از ايشان طلب حفظ آن كرده‌اند و نگاه داشتن آن خواسته و ايشان بر آن گواه‌اند كه آن حكم كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كرد موافق آنست كه در توراة است و آن حقّ است و از نزديك خداست . آنگه خطاب كرد با احبار و علماى جهودان و گفت كه : از مردمان مترسيد از من بترسيد و آيات و احكام مرا ببهاى اندك از رشوت و هديّه بمفروشيد چه هربها كه بستانيد در عوض آن اندك

--> ( 1 ) - اين سه تعبير اشاره با قوالى است كه ابو الفتوح ( ره ) به آنها تصريح كرده و نص عبارت او چنين است ( ج 2 چاپ اول ص 155 ؛ س 14 ) : « يحكم بها ؛ يعنى بتوراة حكم كند به آن پيغمبران كه مسلمان باشند براى آنان كه جهودانند يعنى پيغمبرانى كه از پس موسى بودند و پيغمبر ما ( ص ) در آن داخلست و اين دليل نكند كه او متعبد باشد بشرع ايشان براى آنكه خدا فرموده است او را كه به آن حكم كن ميان ايشان و بنزديك ما حاكم مخير است اگر خواهد بكتاب ما حكم كند بر ايشان و اگر خواهد بكتاب ايشان حكم كند . اگر گويند : چگونه گفت : النبيون الذين اسلموا ، نه ظاهر اين لفظ اقتضاء آن مىكند كه پيغمبرانى باشند كه نه مسلمان باشند ؟ - گوئيم : اين دليل الخطاب باشد و آن بنزديك بيشتر اهل علم درست نيست و اين چنانست كه گفت : فآمنوا باللّه و رسوله النبى الامى الذى يؤمن باللّه و كلماته ، و اين دليل نكند بر آنكه جز پيغمبر ما به خدا و كلام او مؤمن نيست هم از اين وجه كه دليل الخطاب باشد . و جواب ديگر آنست : كه مراد به « اسلام » در آيه استسلام و انقياد است نه آن اسلام كه ضد كفر باشد و گفته‌اند : مراد آنست كه آنان كه تن به خدا سپرده‌اند و خاضع فرمان او شده‌اند و خداى تعالى به اين آيت و اين امر كه كرد رسول را تنبيه كرد جهودان را بر صحت نبوت رسول ، براى آنكه ايشان دانستند كه محمد توراة نخوانده است ( تا آخر بيانات او ) » .